Some text some message..

چطور از استراتژی محتوا پول در بیاوریم؟

  • ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
  • 7642
  • 0
  • مطالعه این مطلب، حدود 15 دقیقه زمان میبرد.

مخاطبین تبلیغات زده بهترین نامی است که می‌توان برای کاربران و مشتریان کسب و کارها انتخاب کرد. در میان این هیاهو گهگاهی کمپینی خلاقانه اتفاق می‌افتد و نظر مشتریان را به خود جلب می‌کند. فروش خوبی را برای یک برند به همراه می‌آورد و دوباره روز از نو روزی ازنو. ظاهرا راهی جز هزینه‌های گزاف تبلیغاتی و دست به دامان اینفلوئنسرها شدن نماند. برخی کسب و کارها هم رو به تولید شعارهای زرد آورده اند.

راهکار چیست؟

پیش از اینکه بخواهیم راهکاری پیشنهاد بدهیم بهتر است بگوییم ریشه این مشکل کجاست؟ همه ما در عین حالی که صاحب کسب و کاری هستیم طبیعتا از محصولات برندهای مختلف استفاده می‌کنیم. خوب بیاییم و از دید یک مشتری به ماجرا نگاه کنیم. هر روز در سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون و سطح شهر چشم و گوشمان پر از تبلیات می‌شود. همه برندها هم یا ادعای بهترین بودن و اولین بودن دارند یا قصد دارند با شعارهای گول‌زننده ما را به سمت استفاده از خدمات و محصولاتشان ترغیب کنند. اگر از من می‌شنوید به قول ست گادین:«تنها راه باقی‌مانده برای بازاریابی، بازاریابی محتوا است.»

باز هم محتوا؟

بله باز هم محتوا. می‌دانم که گوش همه ما از این حرف‌ها پر است. بازاریابی درونگرا، استراتژی محتوا و… اما این بار بیایید عملگرا به این ماجرا نگاه کنیم: چطور می‌توانیم از محتوا پول در بیاوریم؟

برای من که مدتی است در این حوزه فعالم جواب این سؤال واضح است: بله می‌شود پول درآورد. البته باید دقت داشته باشیم که از هر محتوایی نمی‌شود پول درآورد. مثلا با کپی کردن محتوای دیگران یا انتشار نامنظم آن در هر کانال ارتباط با مشتری بیشتر وجه کسب و کار خود را خراب می‌کنیم. در این صورت بهتر است هیچ کاری نکنیم. اگر واقعا قصد دارید که از محتوا پول در بیاورید تا انتهای این مقاله همراه من باشید.

این مقاله برای کسانی است که می‌خواهند استراتژی محتوا را در سازمان خود پیاده‌سازی کنند. همینطور کسانی که می‌خواهند راه درآمدی مطمئن و به‌روز را برای سازمانشان به ارمغان آورند.

یکی از معضلاتی که بازاریاب‌های محتوا دارند این است که عموما صاحبان کسب و کارها اعتمادی به این روش ندارند. شاید حق هم دارند تجربه به آن‌ها نشان داده بهترین راه فروش ارسال پیغام مستقیم است. حالا که این روش هم آنقدرها سودی به همراه ندارد چرا باید روی چیزی سرمایه‌گذاری کنیم که حتی مستقیما به فروش هم اشاره نمی‌کند؟

چطور می‌توان مدیران کسب و کارها را قانع کرد که بهترین و بادوام‌ترین راه فروش تولید محتوا است؟

قدم اول

به دنبال حوزه‌ای بگردید که اخیرا رهبر سازمان را به شدت هیجان‌زده یا سرخورده کرده است. این مورد به هرحال به محتوا ارتباط پیدا می‌کند. طراحی مجدد یک وب سایت واکنشگرای جدید، یک کمپین بازاریابی محتوا یا یک سیستم مدیریت محتوا مثال‌هایی از این دست هستند.

(اگر این‌ها چیزهایی هستند که مدیر شما را هیجان‌زده می‌کنند دست بجنبانید و از همین در وارد شوید.)

قدم دوم

یک پروژه محتوایی مرتبط با موضوع فوق پیدا کنید که شرکت را برای رسیدن به اهدافش کمک می‌کند (تولید مدل تولید محتوای جدید، یک برنامه ارزیابی محتوا، توسعه یک سیستم پیام‌رسان در وب سایت و…). مطمئن شوید که این پروژه در کوتاه مدت و با بودجه کمی قابل اجرا است و به هدف می‌رسد. طبیعی است فروش به تعداد کم و در مقیاس کوچکتر راحت‌تر است (حتی اگر جنس فروشی، برنامه استراتژی محتوا به مدیرمان باشد).

قدم سوم

اهداف و نتایج مدنظر را در کنار هم بچینید. سر و شکل زیبایی به آن بدهید و قصه خود را تعریف کنید. اگر داستان شما به اندازه کافی قانع‌کننده باشد آن‌ها به شما خواهند گفت: «اوه، بسیار عالیه. همین مسیر رو ادامه بده.»

مطمئنم که بعد از مدتی آن‌ها به سراغ شما خواهند آمد و خواهند گفت:«پس چرا کار نکرد؟ همه چیزهایی که گفتی الکی بود.» (احتمالا هم کلی تهدید و تحقیر را باید تحمل کنید)

بیایید یکبار دیگر این مسیر را مرور کنیم. احتمالا شما هم گرفتار این روند شده اید:

۱- توضیحی مفصل درباره چیستی استراتژی محتوا

۲- توضیحی درباره اینکه استراتژی محتوا چطور می‌تواند به سازمان کمک کند

۳- لیستی از «پروژه‌های حیاتی» که شرکت باید به آن‌ها ورود کند.

۴- یک اسلاید پایانی که از آن‌ها می‌خواهد «اگر سؤالی هست بپرسند»

یک ارائه تکراری و خسته‌کننده. کسی به این ارائه‌ها اهمیت نمی‌دهد. اگر می‌خواهید توجه آن‌ها را به خود جلب کنید باید یک داستان جذاب داشته باشید. شرح و بسط چیستی استراتژی محتوا یک داستان جذاب نیست. یک سخنرانی جذاب برای کسانی است که برای اولین بار در کارگاه استراتژی محتوا شرکت کرده اند. اما مدیران سازمان علاقه‌ای به شنیدن این چیزها ندارند. بعلاوه داریم این افراد را با کلی پروژه و کار سنگین اشباع می‌کنیم.

در اولین ارائه باید حواسمان باشد که در زمان واقعی و با استفاده از منابع موجود صحبت کنیم. نباید در اتاق جلسات را باز کنیم و بگوییم:«سلام من با هفتاد من ایده و طرح آمده ام که شق القمر کنم و فلان مقدار پول و نیرو نیاز دارم.»

در حقیقت، اگر استراتژی محتوا برای سازمان شما یک موضوع جدید است نیاز به مجموعه‌ای از «دستاوردهای سریع» دارید. اصلا هم نیاز نیست بگویید که شما مشغول چیدن و طراحی استراتژی محتوا هستید. از همان زبانی استفاده کنید که در سازمان رایج است و مدیران ان را می‌فهمند. کم‌کم بفهمانید که این کاری کرده اید همان استراتژی محتوا است (حالا در عمل انجام شده قرار گرفته اند).

به طرحی که چیده اید برگردیم. اینبار آن را طوری طراحی کنیم که سریعا مقصود و هدف را برساند. برای این کار حتما موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • خروجی‌ها پروژه (آینده زیبا)
  • وضع موجود (موانع و نقاط عطف)
  • یک خلاصه سطح بالا از رویکرد پروژه، خط سیر و منابع مورد نیاز
  • ریسک‌ها و مفروضات
  • چارتی که اعضای درگیر در پروژه را مشخص کند
  • تعریف ملموس قدم‌های بعدی

ظاهرا کاری خسته‌کننده است و اگر داستان قانع‌کننده‌ای هم نداشته باشیم بدتر خواهد بود. مورد اول قلاب شما خواهد بود. تصویری زیبا از آینده در اختیار آن‌ها قرار دهید (همان روزهایی که همه چیز فوق‌العاده خواهند بود) و مسیر رسیدن را هم نشان دهید. حالا زمان آن است که نقشه راه پروژه را برایشان ترسیم کنید.

سخن پایانی

هیچ حرفی از اینکه استراتژی محتوا چیست یا به چه دردی می‌خورد نزنید. چون داشتن استراتژی محتوا یک کار خارق‌العاده نیست. استراتژی محتوا:

  • پر کردن وب سایت شما است.
  • نشان دادن محتوایی است که کاربران می‌خواهند در مقابل محتوایی که می‌خواهیم دوست داشته باشند.
  • ساختن زیربنایی است که کاخ محتوای رویایی هرکسی روی آن ساخته می‌شود.

که البته هنوز کسی علاقه‌ای به شنیدنش ندارد.

هر شرکتی چالش‌های خود را دارد. هر داستان هم قهرمان خودش را دارد. این وظیفه شما است که آن را روایت کنید و مشکلات را به پیروزی بدل کنید. بعد چند پیروزی کوچک، همه توجه‌ها به شما جلب خواهد شد. در نهایت دیگر شما نماینده استراتژی محتوا در سازمان نخواهید بود بلکه دیگر یک رهبر هستید. پس به آن‌ها یک داستان جذاب و دلربا بدهید و شما نقش اول آن خواهید بود.

زنده باد قهرمانان محتوا

این مقاله برگرفته از مقاله سایت Braintraffic.com با عنوان «How to Sell in Content Strategy» است.

  • 0

نظرات کاربران

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • قدیمی
  • جدید
  • رأی موافق
  • رأی مخالف